۶۹ جزئیات تازه گیم‌پلی GTA 6

۶۹ جزئیات تازه گیم‌پلی GTA 6

کمتر از 8 دقیقه مطالعه۳ روز پیش

در گزارشی از دیدار با استودیوی Rockstar North، تیم ما توانسته یک دموی طولانی از گیم‌پلی Grand Theft Auto 6 را با اجرای راب نلسون ببیند و ۶۹ جزئیات تازه درباره بازی جمع‌آوری کند.

بخش زیادی از این جزئیات به رابطه جیسون و لوسیا اختصاص دارد؛ رابطه‌ای عاشقانه و کاملاً اختیاری که با فعالیت‌های مشترک تقویت می‌شود و بدون مزیت مستقیم گیم‌پلی، روی روند روایت داستان تأثیر می‌گذارد.

خانه‌های امن بازی این‌بار شبیه اردوگاه‌های Red Dead Redemption 2 عمل می‌کنند و ظاهر فیزیکی شخصیت‌ها هم بر اساس فعالیت‌هایی مثل ورزش یا غذا خوردن تغییر می‌کند.

دنیای باز لئونیدا با NPCهای متنوع‌تر، رویدادهای تصادفی و اپلیکیشن‌های موبایل تازه معرفی شده، و سیستم سطح تحت‌تعقیب هم با بازگشت شش ستاره و یک پروفایل جنایی تازه، پیچیده‌تر از قبل شده است.

دزدی ماشین هم به‌طور کامل بازطراحی شده و حالا نیازمند ابزار مخصوص بسته به رده هر ماشین است، و کسب درآمد از طریق سرقت و فروش کالا به واسطه‌ها، نقش مهم‌تری در داستان اصلی بازی دارد.

در نهایت، راکستار تأکید کرده که مأموریت‌های داستانی با انتخاب‌های متعدد طراحی شده‌اند و مرز میان دنیای باز و مأموریت‌های اصلی تا حد زیادی محو شده تا کاوش بیشتر پاداش داده شود.

۶۹ جزئیات تازه گیم‌پلی GTA 6 که راکستار رو کرد

چند وقت پیش این شانس رو داشتیم بریم دفتر Rockstar North، همون استودیویی که داره GTA 6 رو می‌سازه، و با راب نلسون، یکی از سرپرست‌های استودیو، گپ بزنیم و یک تیکه طولانی از گیم‌پلی بازی رو ببینیم. توی این دموی درازمدت، دیدیم Vice City بازسازی‌شده چطور جون گرفته، و راب یک تور کامل از این دنیای باز تازه بهمون داد. واقعاً جزئیات زیادی برای کندوکاو بود.

نمایی از دنیای باز GTA 6 و شهر Vice City

از اینکه رابطه جیسون و لوسیا توی داستان چطور پیش می‌ره، تا اینکه دزدیدن ماشین چقدر از این رو به اون رو شده، این‌ها ۶۹ نکته تازه‌ای هستن که از سفرمون به راکستار درباره گیم‌پلی GTA 6 دستگیرمون شد.

جیسون و لوسیا

  • مثل GTA 5، هر وقت دلت بخواد می‌تونی توی دنیای باز بین دو شخصیت اصلی سوییچ کنی؛ فقط توی بعضی جاهای داستان این امکان موقتاً بسته می‌شه.
  • وقتی داری با یکی‌شون بازی می‌کنی، می‌تونی تنها کارت رو بکنی یا اون یکی رو صدا بزنی بیاد کمک یا فقط باهات باشه؛ کافیه زنگ بزنی یا پیام بدی، خودش میاد پیشت.
  • توی ماشین که با هم هستید، می‌تونید جاتون رو عوض کنید؛ اگه حوصله رانندگی نداری بذار اون یکی برونه و تو با آهنگ رادیو حال کن. توی تعقیب‌وگریز هم می‌تونی صندلی جلو بشینی و شلیک کنی درحالی‌که اون یکی داره فرار می‌کنه.
  • اگه بیشتر روز رو تنها بیرون بمونی، ممکنه جیسون یا لوسیا برات پیام بفرسته که یادت باشه در خونه رو قفل کنی یا بگه داره می‌خوابه. این پیام‌ها رو نادیده بگیری، رابطه‌تون بد می‌شه.
  • اول داستان، جیسون و لوسیا دلشون می‌خواد باهم وارد یک رابطه عاشقانه بشن، ولی اینکه واقعاً بشه یا نه دست خودته؛ باید بیرون از مأموریت‌ها هم باهم وقت بگذرونید، چون مسیر اصلی داستان به‌تنهایی وقت کافی براش نمی‌ذاره.
  • راه‌های محکم کردن رابطه‌شون شامل گشت‌وگذار توی لئونیدا، خرید رفتن، آرایشگاه رفتن، ورزش کردن باهم و البته دزدی مشترک -بالاخره GTA است دیگه. احتمالاً یه عالمه کار مشترک دیگه هم هست.
  • هرچقدرم اوضاع بینشون تنش‌دار بشه، بازم پشت هم درمیان، چون داستان مأموریت‌های اصلی همینو می‌طلبه؛ اما اینکه چقدر بهم نزدیک باشن، روی روند داستانشون تأثیر می‌ذاره.
  • عاشق بودن هیچ مزیت گیم‌پلی خاصی نداره؛ یعنی کاملاً اختیاریه و بیشتر یک تصمیم برای نقش‌بازی کردنه، نه یک استراتژی.
  • اگه دلت خواست وارد این فاز بشی، با فشار تریگر راست می‌تونید دست هم رو بگیرید و بیرون قدم بزنید. باز کردن در برای هم هم از همین جزئیات کوچیکه.

خونه امن، ظاهر و آمار بدن

یکی از خونه‌های امن جیسون و لوسیا در GTA 6
  • جیسون و لوسیا می‌تونن توی یک خونه امن باهم زندگی کنن، هرکدوم با برنامه روزانه خودشون، تا رفتارشون توی دنیای بازی باورپذیرتر به نظر بیاد.
  • خونه‌های امن این‌بار بیشتر شبیه اردوگاه‌های Red Dead Redemption 2 هستن تا خونه‌های سنتی GTA؛ یعنی آدم‌های دیگه هم می‌تونن سرشون رو بندازن پایین بیان. یکی از خونه‌هایی که دیدیم، حتی مال یک نفر دیگه بود، نه جیسون و لوسیا.
  • این خونه‌ها تعاملی‌تر از هر خونه امن قبلی سری هستن؛ مثل RDR2 می‌تونی موها و ریشت رو کوتاه کنی (برای مدل تازه بازم باید بری آرایشگاه یا سلمونی).
  • هرکدوم می‌تونن چند ماشین شخصی داشته باشن و بذارنشون توی خونه امن. این ماشین‌ها صندوق عقب واقعی دارن؛ می‌تونی توش لباس یدک و اسلحه بذاری برای وقتی که باید بجنگی یا از پلیس فرار کنی.
  • مثل همیشه، آرایشگاه و مغازه لباس‌فروشی همه‌جای دنیای باز پیدا می‌شه، ولی حالا هرکدوم چیزهای اختصاصی و مدل موی خودشون رو دارن که مجبورت می‌کنه چند جای مختلف رو سر بزنی.
  • غیر از ظاهر، بدن جیسون و لوسیا هم بسته به کارهایی که می‌کنید عوض می‌شه؛ باشگاه رفتن عضله‌شون رو زیاد می‌کنه، پرخوری چاقشون می‌کنه. البته غذا خوردن جونشون رو هم خوب بالا می‌بره. همه این کارها رو می‌شه تنها یا باهم انجام داد

گشت‌وگذار توی دنیای باز و آدم‌های شهر

  • نلسون نقشه رو «خیلی بزرگ» توصیف کرد، بدون اینکه عدد دقیقی بده. هر منطقه پر شده از ساختمون و آدم‌هایی که با فرهنگ همون منطقه جور دراومدن.
  • نقشه توی صفحه توقف این‌بار خیلی جزئی‌تره؛ عکس ماهواره‌ای جای همون ظاهر ساده «نقشه گوگلی» بلوک‌ها و خیابون‌های نسخه‌های قبل رو گرفته.
  • کاوش کردن پاداش داره، پس بازی حسابی تشویقت می‌کنه از مأموریت اصلی فاصله بگیری؛ اتفاق‌ها و مأموریت‌ها فقط محدود به آیکون روی نقشه یا هدف مشخص نیستن.
  • رویدادهای تصادفی خودشون توی دنیا پیش میان. مثلاً می‌تونی به یک وکیل مشکوک که توی یک سطل زباله نشسته، چند تا قرص بدی؛ اگه بدی، یه مشاوره حقوقی مجانی بهت می‌ده.
  • می‌تونی با اپلیکیشن تاکسی به اسم Ryde Me سریع جابه‌جا بشی. اگه با یک مسافر دیگه توی ماشین باشی، می‌تونی توی طول راه باهاش کامل گپ بزنی.
  • حوصله شنیدن حرف مردم رو نداری؟ اشکالی نداره، رادیو هست که نجاتت بده. طبق سنت GTA، تبلیغ رادیویی و تلویزیونی خنده‌دار هم زیاده، حتی بیشتر از هر نسخه قبلی؛ مثلاً تبلیغ داروی ضدافسردگی «آنگستیپان» یا ساندویچ «پریری» که فقط ۳۰ هزار کالریه!
  • می‌تونی با گشتن توی اپ‌های گوشیت هم سرگرم بشی؛ از جمله همون نسخه پارودی اینستاگرام یعنی Snapmatic که برگشته. اما چون جیسون و لوسیا فراری‌ان و نمی‌خوان ردی از خودشون بذارن، دیگه نمی‌تونی عکس خودت رو پست کنی؛ فقط می‌تونی سرک بکشی و بقیه رو دنبال کنی.
  • منوی گوشی دیگه گوشه پایین‌راست صفحه نمیاد. حالا دوربین وقتی گوشی رو از جیبت درمیاری، روی دستت زوم می‌کنه، چون گوشی یک آیتم واقعی توی بازیه، نه یک بخش از HUD؛ همون‌جور که توی RDR2 وقتی آرتور اسلحه‌اش رو تمیز می‌کنه، دوربین اول‌شخص می‌شه.
  • کلی کار توی دنیای باز هست؛ بیلیارد، مینی‌گلف، قایق کایاک، باغ‌وحش، غواصی، پرش با چتر، باشگاه رفتن و خیلی چیزهای دیگه.
  • توی باغ‌وحش یا طبیعت وحشی هم می‌تونی حیوانات رو بشناسی و هر کدوم که پیدا کنی از یک لیست تیک می‌خوره؛ این ایده هم از RDR2 اومده.
  • می‌تونی سگ‌ها رو نوازش کنی (یا اگه دلت خواست باهاشون بدرفتاری کنی، البته اگه آدم بی‌احساسی باشی).
  • غیر از حیوونا، آدم‌های لئونیدا هم دیدنی‌ان؛ NPCها این‌بار از نظر قد و اندام خیلی متنوع‌ترن نسبت به هر بازی قبلی راکستار. بسته به سایزشون، انیمیشن‌ها به‌طور پویا تنظیم می‌شن تا با محیط و بقیه شخصیت‌ها واقعی‌تر تعامل کنن.
  • می‌تونی با یک نسخه پیشرفته از سیستم RDR2 با NPCها تعامل کنی؛ وقتی اسلحه‌ات غلاف‌شده و کسی رو هدف بگیری، گزینه‌های گفتگو میاد بالا. سلام کردن و طعنه زدن گزینه‌های اولن، و اگه یکی پرخاشگری کنه، گزینه‌های آروم کردن یا تحریک هم هست.
  • می‌تونی کنار NPCها وایستی و به حرف‌هاشون گوش بدی، اما اگه بفهمن داری فال‌گوش وامیستی، ممکنه بیان جلوت. همینو اگه زیادی دنبال یکی راه بری هم انجام می‌دن.
  • بعضی‌وقتا هم یک NPC خودش شروع‌کننده دعوا با جیسون یا لوسیاست؛ قهرمان‌های تو تنها آدم‌های مسلح Vice City و اطرافش نیستن.
  • همین مکالمه‌ها و تعامل‌ها می‌تونن فعالیت‌های تازه‌ای رو راه بندازن که کنار مأموریت‌های سنتی، یک تجربه طبیعی‌تر می‌سازن. حتی دیالوگ‌های پس‌زمینه هم می‌تونن یه اتفاق تازه بسازن.
  • جیسون و لوسیا خودشونم ممکنه یک کار یا فعالیت نزدیکشون رو پیشنهاد بدن؛ اگه قبول کنی، یک سفر ساده می‌تونه به یک ماجرای کاملاً متفاوت تبدیل بشه.
  • برای پیدا کردن چیزهای مفید و دوری از پلیس، سیستم تازه‌ای به اسم Focus هست که نقاط مهم دنیا رو برجسته می‌کنه.

پلیس، سطح تحت‌تعقیب و پروفایل جنایی

تعقیب و گریز پلیس با جیسون و لوسیا در GTA 6
  • سطح تحت‌تعقیب فقط وقتی فعال می‌شه که یک NPC جرم رو ببینه یا آژیری فعال بشه.
  • پلیس‌های اعزامی اطلاعات دقیق حادثه رو می‌گیرن و می‌رن سمت همون منطقه. «منطقه داغ» حتی بعد از اینکه ترک کنیدش، روی نقشه علامت می‌مونه و پلیس تا مدتی همونجا رو می‌گرده تا آروم بشه.
  • سطح تحت‌تعقیب شش‌ستاره‌ای دوباره برگشته (بعد از اینکه GTA 5 پنج‌تاش کرده بود). یک ستاره قراره راحت فرار کنی؛ شش ستاره همون فرار پرآشوب کلاسیک GTA است.
  • از سه ستاره به بالا، توی شهر فرار سخت می‌شه مگه یک ماشین خیلی سریع داشته باشی؛ چون خیابون‌ها باریک‌ترن و ترافیک و جمعیت زیاده. به‌جای ریسک تعقیب‌وگریز با ماشین، می‌تونی از کوچه‌ها و مسیرهای فرعی پیاده فرار کنی. حرکت بازی -دویدن، پریدن، بالا رفتن- بازطراحی شده تا نرم‌تر باشه.
  • وقتی تحت‌تعقیبی، پلیس می‌فهمه چه شکلی هستی و چی پوشیدی؛ این با آیکون‌های مختلف زیر سطح تحت‌تعقیبت نشون داده می‌شه. عوض کردن مو آیکون ظاهرت رو حذف می‌کنه، اما پلیس بازم می‌دونه چی پوشیدی. عینک یا کلاه هم کافی نیست، باید کامل لباس عوض کنی؛ برای همین بد نیست همیشه یک دست لباس یدک توی صندوق ماشینت باشه.
  • زدن ماسک حین جرم و درآوردنش موقع فرار، می‌تونه جلوی رسیدن توصیف ظاهرت به پلیس رو بگیره، حتی اگه دوربین مداربسته گرفته باشدت.
  • پلیس ماشینت رو هم می‌شناسه، پس رها کردن یک ماشین شناخته‌شده و سوار شدن به یکی دیگه هم راهی برای کم کردن هیجانه.
  • اگه گزارش شده باشه شما یک زوجید، می‌تونید حین فرار از پلیس از هم جدا بشید تا توجهشون رو پخش کنید. می‌تونی به اون یکی بگی فرار کنه و خودت هیجان رو به دوش بکشی. اگه جدا بشید، بعداً یک پیام از اون یکی می‌گیری که همه‌چی امنه.
  • اگه پلیس نمی‌دونه چه شکلی هستی، ستاره‌های سفید کلاسیک به‌صورت خط‌چین توخالی نشون داده می‌شن؛ یعنی تا وقتی بی‌سروصدا از صحنه دور بشی، جات امنه.
  • اگه یکی‌شون دستگیر بشه، همون صفحه کلاسیک «Busted» میاد و دوباره وارد بازی می‌شی، حتی اگه اون یکی هنوز داره فرار می‌کنه.
  • هر درگیری‌ای لازم نیست پلیس رو بکشونه وسط؛ بعضی موقعیت‌ها بدون خشونتم آروم می‌شن، مثلاً وقتی اسلحه رو سمت یکی می‌گیری ولی شلیک نمی‌کنی و طرف فرار می‌کنه.
  • بعضی‌وقتا هم تشدید اوضاع غیرقابل‌فراره، مثلاً توی بعضی مأموریت‌ها. کلاً بازی می‌خواد سریع بری تو، سریع بزنی بیرون، قبل از اینکه پلیس برسه و همه‌چی به‌هم بریزه.
  • توی تیراندازی حالا می‌تونی به‌جای کشتن، طرف رو از پا دربیاری؛ دست یا پاش رو بزن تا بدون کشتن بیفته، یا اگه دقتت خوبه، اسلحه رو از دستش بزن.
  • لحظات آهسته و چشمگیر خشونت با یک زاویه دوربین سینمایی نشون داده می‌شن؛ درست مثل RDR2 که بهترین شلیک‌های آرتور رو برجسته می‌کرد.
  • پروفایل جنایی، نسخه GTA 6 از سیستم آبروی RDR2 است، فقط اینجا یک درست و غلط مشخص برای بازی کردن وجود نداره.
  • یک الگوی رفتاری پیوسته می‌تونه روی واکنش دنیا بهت و روند داستان اصلی تأثیر بذاره. خشونت بی‌مورد یا آشوب زیادی به پروفایلت اضافه می‌شه؛ کارهای خوب مثل انداختن زباله خودت توی سطل هم پروفایلت رو تنظیم می‌کنه.
  • نکته مهم اینه که جرم‌هایی که حین مأموریت و دزدی انجام می‌دی، یا وقتی مجبور به خشونت می‌شی، لزوماً پروفایلت رو خراب نمی‌کنن.

پول، دزدی و سرقت ماشین

صحنه سرقت مسلحانه در GTA 6
  • راکستار می‌خواد این‌بار پول توی داستان اهمیت بیشتری داشته باشه؛ گاهی باید یک مقدار مشخص پول جمع کنی تا مأموریت‌های اصلی ادامه پیدا کنن.
  • راه‌های اصلی پول درآوردن شامل دزدیدن و فروختن ماشین، سرقت مسلحانه از کسب‌وکارها، دزدی مغازه‌ها و سرقت بانکه.
  • می‌تونی هدف سرقت رو تنها با جیسون یا لوسیا، یا باهم بزنید. یک کار مشترک هم به رشد رابطه‌شون کمک می‌کنه.
  • هر کار رو می‌شه چندجور انجام داد، چون حرص و سرعت مهمن. شاید سریع‌تر باشه با مواد منفجره گاوصندوق رو باز کنی، ولی به غنائم توش آسیب می‌زنه؛ اگه بیشتر وقت بذاری و رمز رو پیدا کنی، پول بیشتری گیرت میاد، ولی ریسک رسیدن پلیس هم بالاتره.
  • ممکنه پلیس بیرون یک مغازه یا بانک جمع بشه و منتظرت بمونه. خوشبختانه خیلی از این مکان‌ها راه فرار دیگه‌ای هم دارن، مثل یک در پشتی.
  • کالاهای دزدیده‌شده رو باید به یک واسطه بفروشی؛ بازم GTA 6 یک صفحه از دفتر RDR2 برداشته. واسطه‌ها هم برای جواهرات هستن هم برای ماشین.
  • یک واسطه ماشین ممکنه اطلاعاتی هم بهت بده، مثلاً کد یک پارکینگ توقیفی پلیس که پره از ماشین‌های آماده دزدی و فروش.
  • سوار شدن به یک ماشین دزدی دیگه به سادگی نسخه‌های قبلی نیست؛ ماشین‌ها حالا رده‌بندی دارن، و مدل‌های گرون‌تر ورودشون خیلی سخت‌تره.
  • وقتی به یک ماشین پارک‌شده که خوشت اومده رسیدی، اول باید با یک اپ تازه به اسم WAINK (آره واقعاً همین اسمه) اسکنش کنی. این اپ می‌گه ارزشش چقدره، ثبتش به اسم تو چقدر آب می‌خوره، قفله یا آژیر داره، و ردیاب داره یا نه.
  • ماشین‌های رده و مدل مختلف ابزار ورود متفاوت می‌خوان؛ یک سیم ساده برای ماشین قدیمی و کم‌امنیت، یا یک کلون‌کننده کلید پیشرفته برای ماشین‌های لوکس مدرن. بعضی ماشین‌ها هم اول بازی در دسترست نیستن چون ابزارش رو هنوز نگرفتی.
  • هر ماشینی که راننده‌ای توش نشسته، قابل دزدیدن با زوره؛ همون‌طور که یادته از نسخه‌های قبلی.
  • هر ماشین دزدی که آسیب‌دیده به واسطه تحویل بدی، ارزش کمتری داره. تحویل یک ماشین سالم هم با خیابون‌های باریک‌تر و ترافیک متراکم‌تر GTA 6 سخت‌تر شده.
  • بعضی ماشین‌ها هم ردیاب پیشرفته دارن که اگه خیلی آروم برونی، پلیس رو خبر می‌کنه؛ پس یا سرعتت رو ببر بالا، یا ماشین رو ول کن.

مأموریت‌ها، داستان و انتخاب‌ها

صحنه‌ای از یک مأموریت داستانی در GTA 6
  • داستان GTA 6 پر از انتخاب‌های کوچیک و بزرگه؛ بعضی تصمیم‌های کوچیک روی هم جمع می‌شن و پیامد بزرگ می‌سازن، و بعضی انتخاب‌های مهم هم فوری همه‌چی رو عوض می‌کنن. کلاً روایت طوری ساخته شده که بازی مجدد هم بچسبه.
  • هرچند راکستار معمولاً برای لحظات مهم داستانی روایت هدایت‌شده رو ترجیح می‌ده، این‌بار سعی کرده تا جای ممکن کارهای دنیای باز رو به هویت و داستان هر شخصیت وصل کنه.
  • به انتخاب‌های داخل مأموریت‌ها هم خوب فکر شده. یک مأموریت توی یک برج بهمون نشون دادن که چند تا مسیر فرار داشت، یک مأموریت که آزاد بودی رانندگی کنی یا کنار ماشین شلیک کنی، و یک تعقیب پلیسی که یک مسیر پیشنهادی داشت اما مسیرهای دیگه هم قابل استفاده بودن.
  • دستبند مچ‌پای لوسیا نقش مهمی توی داستان داره و کلید اینه که چطور اون و جیسون به هم می‌رسن. هرکدومشون یک پیشینه پیچیده دارن که گاهی کامل فاش می‌شه و گاهی فقط اشاره می‌شه. شاید یک رابطه قوی‌تر بتونه رازهای پنهون رو هم رو کنه؟
  • داستان طوری طراحی شده که وقت گذاشتن توی دنیا رو پاداش می‌ده، نه اینکه سریع از یک مأموریت بری سراغ بعدی. راکستار می‌گه مرز بین کارهای دنیای باز و مأموریت‌های اصلی رو محو کرده.
  • همون طنز و شوخی امضادار راکستار هم توی داستان و دنیای بازی جریان داره. این‌بار زیاد به مسائل سیاسی خاص یا میم تکیه نمی‌کنه، چون چرخه توسعه طولانی ممکنه سریع کهنه‌شون کنه؛ همینه دلیل اینکه اصطلاحات امروزی هم زیاد توی دیالوگ‌ها نمی‌بینی، چون قراره حرف زدن شخصیت‌ها بی‌زمان بمونه.
جیسون و لوسیا در یکی از صحنه‌های داستانی GTA 6

آیا این مقاله مفید بود؟

میانگین امتیاز خوانندگان
5.0(1 رأی)
امتیاز بده
...

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید